فرهنگ مادی و فرهنگ معنوی و نسبت آنها با تکنولوژی

سایت علم دینی
۸ مهر ۱۳۹۲

اگر فرهنگ را به معنی کوشش‌های انسان برای ارضاء نیازهای خود و غلبه بر طبیعت بدانیم آنگاه می‌توانیم آن را به دو قسمت فرهنگ مادی و فرهنگ غیر مادی یا معنوی تقسیم کنیم. فرهنگ مادی، شامل اشیاء قابل لمس است مثل مسکن، وسایل زندگی، وسایل و ابزار و ادوات هواپیما، اتومبیل، ماشین آلات، در عناصر فرهنگ آنچه را که مادی نیست فرهنگ معنوی گویند که هنر، زبان، ادبیات، فلسفه، سیاست، افکار و عقاید، نحوه فکر و استدلال قوانین و علوم در این زمینه جای می‌گیرند.

 

فرهنگ مادی و غیر مادی به یک نسبت و آهنگ پیشرفت نمی‌کنند، بلکه معمولاً فرهنگ مادی سریعتر دگرگون می‌گردد. از این رو شکافی بین این دو پدید می‌آید که آن را پس افتادگی یا تاخر فرهنگی می‌نامند. به بیان دقیقتر تأخر فرهنگی، پس افتادن یک عنصر فرهنگی از سایر عناصر است. فرهنگ معنوی بدنه اصلی یک فرهنگ ملی است. همین بدنه است که قدرت روحی و نیروی حیاتی یک ملت را مشخص می‌کند، همین بدنه است که باید به دل و جان در نگهداشت آن کوشید، زیرا فرهنگ معنوی نقطه تعالی و فرازگاه حیات ملی است.

 

هر فرهنگ حاوی تعاریفی از حقایق موجود است که بر پایه آن، معارف مردمش را شکل می‌دهد، این مفاهیم شامل اعتقادات مذهبی، باورهای اساسی، اساطیر، تئوریهای علمی و امثال آن می‌گردد. مثلاً در فرهنگ اسلامی اعتقاداتی در مورد خلقت انسان، آینده بشریت و ماهیت وجود و رابطه خالق با مخلوق و غیره وجود دارد.

 

از آنجا که مفاهیم از طریق زبان بعنوان یک واسطه در رابطه‌ای مستقیم با تفکرات و تجسمات انسانها از حقایق موجود است بدین جهت بسیاری از جامعه شناسان زبان را کلید درک مفاهیم ذهنی می‌دانند، به بیان دیگر افکار هر مردمی در قالب سمبل های صوتی و بعضی اوقات اشارات، تصویر، حرکات بدنی و امثال آن خلاصه می‌شود، این سمبل هاست که زبان هر قومی را تشکیل می‌دهد، بنابراین لغات صرفاً اصولی نبوده بلکه در آن افکار و تجربیات انباشته می‌باشند.

 

فرهنگ مادی هر جامعه همچنانکه گفته شد شامل مجموعه دست آوردهای مادی یا تکنولوژی آن جامعه است. یکی از جامعه شناسان بنام لوئیس مِنفُرد در بحث از تکنولوژی و فرهنگ می‌نویسد: تکنولوژی در خارج از فرهنگ قرار نمی‌گیرد و بر عکس جزئی از آنست.

 

بعبارت دیگر تکنولوژی عنصری است از فرهنگ زیرا پیشرفت تکنولوژی کاملاً وابسته به پیشرفت علم است و در این زمینه جامعه شناسی کاملاً نشان داده است که پیشرفتهای علمی وابسته به ارزش ها و جهان بینی های خاص و یا در رابطه با جهت یابیهای مذهبی یک جامعه است. در این زمینه “ماکس وبر” در مطالعه علمی خود نشان داده است که پروتستانتیسم کالوِن در مقابل علم گرایش کاملاً مساعد و مناسب و فعالی داشته است تا کاتولیسیم.

 

به عقیده ماکس وبر در نظر پروتستانها، علم خداوند و مشیت های وی را نمی‌توان درک کرد مگر با آگاهی بر کارهای خداوند. علمی که مورد توجه آنها قرار گرفت در ابتدا فیزیک و سپس سایر علوم طبیعی و خصوصاً ریاضیات بود. در آنها این امیدواری بود که از آگاهی تجربی به قوانین الهی طبیعت پی به آگاهی در باره اساس و مبداء عامل برسند. بنابراین تفکر پروتستانی و فرهنگ طبقه بوروژو با در آمیختن، نهایتاً تاثیر عمیقی بر روی طرز فکر جامعه تکنولوژیک جدید نمودند و می‌توان تصدیق نمود که بدون چنین پیوندی بین مذهب و فرهنگ طبقه مسلط که در قرون هفده و هیجده اتفاق افتاد جامعه غربی با آنچه که امروز هست تفاوت بسیار زیادی داشت. عامل تکنیکی، متغیری است قوی ولی اهمیت و تاثیر حقیقی تکنولوژی را بدون در نظر گرفتن کادر فرهنگی (فرهنگ معنوی )آن نمی‌توان درک نمود.

 


ارسال دیدگاه

در صورتی که تمایل دارید با شناسه خود پیام ارسال نمایید،‌
لطفا به حساب کاربری خود وارد شوید .