معنای نظام تشریع در مقابل نظام تکوین

علامه طباطبایی
۲۰ مرداد ۱۳۹۲

Allameh-Tabatabay1زمام حکم در تشریع تنها به دست خداست و جز او را نشاید که تشریع قانون و وضع مقررات و تعیین وظیفه نماید، زیرا تنها مقررات و قوانینى در صراط زندگى به درد انسان مى‌خورد که از راه آفرینش براى او تعیین شده باشد؛ یعنى علل و عوامل بیرونى و درونى انسان را به انجام دادن آن دعوت نمایند و آن را اقتضا کنند؛ یعنى خدا آن را خواسته باشد، زیرا مراد از این که خدا چیزى را مى‌خواهد این است که علل و شرایط انجام یافتن آن را به وجود آورده است.

 

نهایت این که گاهى علل و شرایط طورى است که پیدایش جبرى چیزى را ایجاب مى‌کند مانند حوادث طبیعى روزانه و در این صورت اراده را اراده تکوینى مى‌گویند و گاهى طورى است که اقتضا مى‌کند انسان عمل را از راه اختیار و آزادانه انجام دهد مانند خوردن و نوشیدن و در این صورت اراده را اراده تشریعى مى‌گویند.

 

(علامه طباطبایی؛ قرآن در اسلام؛ ص ۳۰)


یک دیدگاه تا کنون.

  1. alatayeb گفت:

    به نام خدا
    با سلام
    آیا پیامبر اکرم(ص) از جانب خدا اجازه وضع قانون داشته اند ؟در غیر این صورت «لولا اشق علی امتی لامزتهم بالسواک» که من آنها را امر می کردم یعنی واجب می کردم را چه جور معنا کنیم .
    لطفا در صورت امکان جواب به ایمیلم نیز ارسال شود .
    با تشکر

ارسال دیدگاه

در صورتی که تمایل دارید با شناسه خود پیام ارسال نمایید،‌
لطفا به حساب کاربری خود وارد شوید .