تخریب رابطه انسان با طبیعت در دوران جدید

Nasr 1علم و فلسفه در غرب، با دیدگاه ها و جهان بینی هایی شبیه سایر تمدن های سنتی آغاز شد، اما از آغاز قرن شانزدهم به بعد، دچار انحراف شد. بینش غربی از نظریه تقدس طبیعت فاصله گرفت و به نقطه ای رسیده است که در آن انسان را بیگانه از طبیعت می بیند و دیگر طبیعت را وارث حیات نمی انگارد، بلکه آن را مجموعه ای بی روح و به مثابه ماشینی می نگرد که باید به خدمت انسان مادی گرفته شود.

 

همچنین غرب به شیوه ای که در تمدن های دیگر دیده نمی شود، قوانین طبیعت را از قوانین اخلاقی و اخلاق انسانی را از نظام قانونمند چرخ نیلوفری جدا کرده است…

 

Afarineshاین دوران شاهد انسان گرایی (اومانیسم) غیردینی و مطلق ساختن بشر خاکی بود. این تحول، عواقبی تصورناشدنی در پی داشت: هم برای دنیای طبیعت و هم برای تمدن های سنتی که به دست همین بشر فتح شده بود؛ بشری که برای او دیگر هیچ گونه محدودیت دینی در تسلط یافتن بر طبیعت و نیروهای آن وجود نداشت، زیرا هدف او به انقیادگرفتن طبیعت برای ثروت اندوزی یا سلطه بر تمدن های دیگر یا نیل به هر دوی این اهداف بود.

 

(دکتر سیدحسین نصر؛ دین و نظام طبیعت؛ ترجمه محمدحسن فغفوری؛ ص ۲۳)


۲ دیدگاه تا کنون.

  1. لیلا گفت:

    با سلام و خسته نباشید و تشکر از مطالب بسیار مفید شما .چرا دریافت فایل مطالب هیچکدام فعال نیست ؟

ارسال دیدگاه

در صورتی که تمایل دارید با شناسه خود پیام ارسال نمایید،‌
لطفا به حساب کاربری خود وارد شوید .