اصالت نداشتن حس تنوع طلبی در انسان

آیت الله شهید مرتضی مطهری
۱۷ تیر ۱۳۹۲

Motahari3 عده‌ای می‌گویند بهشت باید بدترین جاهای عالم هستی باشد، زیرا بهشت یک وضع یکنواخت دارد و به علاوه در بهشت همه چیز را انسان دارد و وقتی همه چیز داشته باشد مثل این است که هیچ چیز نداشته باشد. انسان وقتی نداشته باشد بعد تلاش کند و به دست بیاورد آن وقت برایش لذت دارد و الا اگر داشته باشد، مثل یک بچه اعیان [ثروتمند] می‌شود که از همان لحظه اولی که چشم به دنیا باز می‌کند، موجبات خوشی برایش فراهم است، هیچ چیز برایش تازگی ندارد و چون هیچ چیز برایش تازگی ندارد، لذت برایش مفهوم ندارد. برای آن بچه‌ی فقیر که پای برهنه در کوچه حرکت کرده، یک جفت کفش خیلی لذت دارد. ولی آنکه اصلا برایش پابرهنگی مفهوم نداشته و درد پا برهنگی را احساس نکرده است، لذت کفش داشتن را هم هرگز احساس نمی‌کند…
 
قرآن در یک جا گویی دارد به این نکته جواب میدهد، می‌فرماید: «لایبغون عنها حولا»[۱]… یعنی اهل بهشت طالب تحول نیستند، یعنی بهشت برایشان خستگی‌آور نیست، چرا؟ زیرا اگر بهشت مثل یک باغی می‌بود در دنیا، منتها یک باغ جاوید، یعنی همه چیزش [مثلِ] دنیا می‌بود و انسان در انسانیت خودش همان کیفیت دنیایی خودش را می‌داشت قطعا چنین چیزی بود، یعنی اگر بهشت را در دنیا برای بشری که در دنیاست بسازند و به فرض محال جاودانگی هم به آن بدهند، همین ایراد وارد است.
 
ولی مسأله این است که بهشت برای بهشتی، به عنوان انعامی از نعمت‌های الهی است؛ یعنی حتی بهشت جسمانی و لذات جسمانی هم برای او عنوان کرامت الهی را دارد؛ بدین معنی که یک موجود تا در حدی از عرفان و معرفت نباشد بهشت برای او نمی‌تواند معنی پیدا کند. برای یک نفر بهشتی، اساسِ لذت‌ها این است که الان مهمان خالق خودش هست، بر سر سفره خالق خودش نشسته است؛ یعنی با آن حقیقت پیوند خورده است؛ که وقتی به آن حقیقت پیوند خورد دیگر مسأله خستگی و تنوع و تحول و از سر کوی او رفتن به جای دیگر معنی ندارد.
 
[در حقیقت] انسان [تنها] اگر به آن چیزی که مطلوب حقیقی و واقعی اوست برسد آرام میگیرد.[۲]

 

(آیت الله شهید مرتضی مطهری؛ فطرت؛ ۱۱۷)

 

[۱]- سوره کهف؛ آیه ۱۰۸
 
[۲]- مرتضی مطهری؛ فطرت؛ ۱۱۷


ارسال دیدگاه

در صورتی که تمایل دارید با شناسه خود پیام ارسال نمایید،‌
لطفا به حساب کاربری خود وارد شوید .