امتیازات حکمت متعالیه

آیت الله جوادی آملی
۴ اردیبهشت ۱۳۹۲

 حکمت متعالیه، کمال خود را در جمع میان عرفان، برهان، قرآن و وحی جست‏جو می ‏کند و هر یک را در عین لزوم و استقلال با دیگری می‏ طلبد و با اطمینان به هماهنگی و جزم به عدم اختلاف، همه آن ها را گرد هم می‏ بیند و در مقام سنجش درونی، اصالت را از آن قرآن می‏ داند و آن دو را در محور وحی، انفکاک‏ ناپذیر مشاهده می‏ کند؛ اما مشارب دیگر فلسفی و نیز عرفان نظری، کلام و حدیث، با اشتراکی که بین آن هاست، به یک جهت از جهان عرفان، برهان، قرآن و وحی اکتفا می‏ کنند و به جهات دیگر نمی‏ پردازند و اگر هم به جهتی از جهات دیگر دسترسی یافتند، آن را مؤیّد فنّ خود می‏ شمارند؛ نه دلیل، و اگر توان دسترسی به آن را نداشتند، به همان جهت خاصّ بسنده می‏ کنند.

 

حکمت متعالیه، هم اهل شهود را سیراب می‏ کند و هم اهل بحث را به علم یقینی می‏ رساند، بنابراین تنها حکمتی که هم برای خود حکیم، هم برای دیگران و هم برای اهل شهود و هم برای اهل نظر کافی است، همانا حکمت متعالیه است. البته باید به این نکته متفطن شد که حکمت متعالیه، مجموعه علوم عقلی و شهودی نیست تا اگر کسی جامع آنها باشد و از هر یک به مقدار لازم آگاهی یابد، حکیم متأله باشد، بلکه حکمت متعالیه به منزله حقیقت بسیطه‏ ای است که بر اثر بساطت خود، همه کمال‏ های علوم یاد شده را به نحو احسن داراست.
 

(جوادی آملی عبدالله؛ فلسفه صدرا؛ ص ۲۶)


ارسال دیدگاه

در صورتی که تمایل دارید با شناسه خود پیام ارسال نمایید،‌
لطفا به حساب کاربری خود وارد شوید .