فلسفه اخلاق

محمدرضا هدایتی
۳ فروردین ۱۳۹۲

متن زیر گزیده‌ایست از چهار فصل اول کتاب «فلسفه اخلاق»  که توسط «دفتر نشر معارف» به زیور چاپ در آمده است. فصول اول تا چهام این کتاب به ترتیب توسط «امیر خواص»، «سیداکبر حسینی»، «احمد دبیری» و «احمدحسین شریفی» به نگارش درآمده و یکسان‌سازی و هماهنگی میان فصول کتاب توسط «محمدتقی اسلامی» صورت پذیرفته است. محتوای این کتاب قرابت زیادی با نظرات حضرت آیت‌الله مصباح یزدی در کتاب «فلسفه اخلاق» ایشان دارد که البته آن هم توسط حجت‌الاسلام شریفی عضو هیئت علمی گروه فلسفه مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) و با بهره‌گیری از دروس آیت‌الله مصباح به تألیف رسیده است.

 

فلسفه اخلاق به حسب موضوع خود، اهمیت زیادی در بنیان‌های نظام معرفت اسلامی دارد که توجه به آن نقش به سزایی در تدوین و تولید علوم انسانی اسلامی خواهد داشت.

 

 

 فصل اول: کلیات

 علم اخلاق

 –    علمی که با آموزش صفات پسندیده و طریقه کسب آن‌ها (و بیان صفات بد و راه اجتناب از آن‌ها)، راه رسیدن به منش خوب را نشان می‌دهد و شیوه رفتار صحیح ما در ارتباط با خود، دیگران و خداوند را به منظور نیل به سعادت و کمال معرفی می‌نماید.

 

 انواع پژوهش‌های اخلاقی

۱-    پژوهش‌های توصیفی (اخلاق توصیفی): مطالعه و تحقیق میدانی برای دستیابی به توصیف و تبیین اخلاقی افراد، جوامع، ادیان و گروه‌های مختلف
۲-    پژوهش‌های هنجاری (اخلاق هنجاری، دستوری، توصیه‌ای): بررسی خوبی و بدی و بایستگی و نبایستگی افعال اختیاری انسان -> درصدد تبیین نظامی استوار بر اساس قواعد و اصول حاکم بر افعال اخلاقی (ارائه معیارهای فراگیر و تعیین مصداق)
۳-    فرااخلاق (اخلاق تحلیلی، فلسفی، انتقادی): بررسی جملات و گزاره‌های اخلاقی از چند جنبه:
۳-۱٫    معناشناسی: بحث پیرامون مفاهیمی که در گزاره‌های اخلاقی به کار می‌رود
۳-۲٫    معرفت‌شناسی: اخباری یا انشایی‌بودن گزاره‌های اخلاقی؛ مطلق و نسبی‌بودن گزاره‌های اخلاقی
۳-۳٫    منطقی: بحث از رابطه گزاره‌های اخباری و انشایی و گزاره‌های انشایی با هم
۳-۴٫    هستی‌شناسی: مانند بحث واقع‌گرایی اخلاقی و غیرواقع‌گرایی

 

 تعریف و قلمرو فلسفه اخلاق

–    شامل پژوهش در حوزه اخلاق هنجاری و فرااخلاق

 

اهمیت و ضرورت فلسفه اخلاق

–    طریق تکامل حقیقی انسان -> با اخلاق و عمل به احکام اخلاقی
–    نه علم اخلاق به تنهایی ما را از فلسفه اخلاق بی‌نیاز می‌کند و نه پیروی از دین
–    کنجکاوی‌های انسان و پرسش‌های او درباره اخلاق
–    حل مشکلات و تعارضات در عمل به قواعد و احکام اخلاقی
–    ارائه چارچوب و مبانی و پایه‌های یک نظام اخلاقی منسجم
–    دفاع از آموزه‌های اخلاقی و پاسخگویی به شبهات
–    پاسخ به شبهاتی که در اثر پیچیده‌ترشدن روابط انسانی در جوامع بشری به وجود آمده است

 

فصل دوم: واقع‌گرایی اخلاقی

–    دو محور بحث پیرامون واقعیت و حقیقت‌داشتن احکام اخلاقی:
o    اول: مفاهیم این احکام
o    دوم: اصل آن حکم و گزاره‌ها -> وابسته به واقعیت‌داشتن مفاهیم اخلاقی
–    شرح برخی مفاهیم:
o    مفهوم: صورت‌هایی که در ذهن انسان نقش می‌بندد و حکایت‌گر امور خارجی‌اند
->    مفهوم کلی: حکایت از مصادیق متعدد
->    مفهوم جزئی: حکایت از یک مصداق
o    مصداق: اموری که خارج از ذهن‌اند و مفاهیم از آن‌ها حکایت می‌کنند
–    انواع مفهوم کلی:
o    مفاهیم ماهوی یا معقولات اولی: وجود مصادیق در خارج و انطباق و حمل بر اموری ماورای ذهن
o    مفاهیم ثانی فلسفی: وجود مصادیق در خارج، عدم وجود معادل در خارج -> منشأ انتزاع در خارج دارد
o    مفاهیم ثانی منطقی: وجود مصادیق در ذهن و عدم حمل بر امور خارج از ذهن (وصف مفاهیم دیگر)
–    دو بخش حداقلی گزاره‌ها و احکام:
o    موضوع: درباره آن خبر داده می‌شود یا توصیف می‌شود
o    محمول: رویداد یا صفتی که بر موضوع حمل می‌شود
–    موضوع احکام اخلاقی: معمولاً فعلی از افعال اختیاری انسان یا وصفی از اوصاف اختیاری او
–    محمول قضایای اخلاقی: مفاهیمی مانند «خوب»، «بد»، «بایسته»، «نبایسته»، «درست»، «خطا»، «وظیفه» و «الزام»
–    ارجاع مفاهیم محمولی گزاره‌های اخلاقی به چند مفهوم مبنایی‌تر:
o    مفاهیم ارزشی: خوب و بد
o    مفاهیم الزامی: باید و نباید (این‌ها هم به مفاهیم ارزشی ارجاع داده می‌شوند)
–    در نظرگرفتن هدف برای اخلاق -> سنجش افعال و اوصاف اختیاری انسان با آن:
o    در صورت وجود رابطه مثبت با هدف: «خوب»
o    در صورت وجود رابطه منفی با هدف: «بد»
o    در غیر این‌صورت: «خنثی»
–    پس مفاهیم اخلاقی، از سنخ مقولات ثانیه فلسفی هستند، یعنی منشأ انتزاع حقیقی دارند.
–    مفاهیم الزامی نیز با فعالیت ذهن و مقایسه رابطه میان فعل و صفت اختیاری آدمی و هدف اخلاق انتزاع می‌شود:
o    مفهوم باید: امری که برای تأمین هدف لازم و ضروری است -> از معقولات ثانیه فلسفی
–    پس:
o    مفاهیم ارزشی: حکایت از نقش وجودی یا عدمی این افعال و اوصاف در رسیدن به هدف
o    مفاهیم الزامی: ضرورت و عدم ضرورت این اوصاف و افعال برای نیل به هدف اخلاق
–    اجزاء و عناصر هر نظام اخلاقی:
o    هدف مشخص
o    اصول و قواعد کلی -> منشأ قواعد جزئی‌تر
o    اصول و قواعد جزئی‌تر
o    یک سلسله تضمین‌های درونی و بیرونی، دنیوی و اخروی که رعایت این اصول را برای افراد اولویت می‌بخشد

 

پیامدهای غیرواقع‌گرایی در عرصه اخلاق

–    نسبی‌گرایی بی‌حد و حصر در عرصه اخلاق
o    بی‌معناشدن نقد رفتار دیگران
o    بی‌معناشدن تلاش برای بدست‌آوردن احکام اخلاقی
o    بی‌معناشدن محتوای اخلاق
–    عدم وجود محدودیت برای صاحب رأی و نظر در اتخاذ تصمیم در عرصه‌های گوناگون مثل سیاست، فرهنگ، اقتصاد و … و امکان زیرپاگذاشتن اصول اساسی انسانی
–    بی‌معناشدن تلاش انبیاء، مصلحان و خیراندیشان

 

فصل سوم: معیار ارزش اخلاقی

–    دو دیدگاه عمده در معیار فعل اخلاقی:
۱-    دیدگاه‌های نتیجه‌گرا: تعیین ارزش اخلاقی رفتار، بر اساس غایت و نتیجه خارجی آن
۲-    دیدگاه‌های وظیفه‌گرا: برخی ویژگی‌های فعل یا صفت اختیاری انسان، نظیر ماهیت ذاتی آن، انگیزه آن یا مطابقت با یک اصل و قاعده، ممکن است آن فعل یا صفت را خوب، درست و الزامی نماید.

 

دیدگاه‌های نتیجه‌گرا:

۱-    معیار فعل اخلاقی -> لذت شخصی
–    دلایل قائلین به این نظریه:
o    لذت و خوشی -> تنها غایت دلخواه انسان به طور طبیعی
o    طلب لذت و خوشی از سوی هر شخصی برای خود و گریز از ناراحتی و رنج
o    ارزش ذاتی ارضای میل طبیعی شخصی و عاقلانه بودن آن
–    نقد و بررسی:
o    وجود انواع لذت (جسمانی، نیمه‌انتزاعی و انتزاعی) و نیاز به معیاری غیر از خود لذت برای تحلیل و تطبیق آن‌ها بر مصادیق واقعی که با سعادت حقیقی انسان همراه است
o    ابهام در چگونگی سنجش لذت‌ها و دردها -> امکان وجود لذت‌ها و دردهای شدیدتر و بادوام‌تر
o    خلاصه‌نمودن لذت، در لذت‌های این‌جهانی
o    ماهیت تناقض‌آمیز این معیار -> تغایر و تعارض لذات شخصی افراد
o    حب‌ذات، و آرزوی به حداکثررساندن لذت شخصی، تنها میل اصیل در وجود آدمی نیست
۲-    غایت افعال اخلاقی -> سود عمومی (بیش‌ترین غلبه ممکن خیر بر شر در کل جهان و برای همه انسان‌ها)
–    برخی سود عمومی را وسیله‌ای برای رسیدن به منفعت شخصی می‌دانند.
–    نقد و بررسی:
o    در مورد گروهی که سود عمومی را در جهت افزایش سود شخصی می‌دانند: امکان تعارض سود عمومی با منافع شخصی
o    جامع‌نبودن این معیار: مثال -> دزدی پنهان فقیری از یک ثروتمند، به طوری که بدآموزی نداشته باشد
o    ابهام در چرایی ترجیح منافع عمومی بر منفعت فردی
o    دشواری تشخیص نفع عموم

 

نظریه‌های وظیفه‌گرا

۱-    اراده یا قانون الهی
–    ذاتی‌نبودن خوبی و بدی افعال
–    منشأ و معیار فعل اخلاقی -> امر و نهی الهی
–    نقد و بررسی:
o    در صورتی می‌توان خداوند را با توجه به افعالش خوب دانست که پیشاپیش معیاری برای شناسایی خیر داشته باشیم.
o    امکان تشخیص خوبی و بدی برخی افعال و صفات، بدون امر و نهی خداوند امکان‌پذیر است.
o    عدم امکان اثبات اصول اخلاقی، با روش عقلانی -> تنها برای معتقدان به آن اعتبار دارد.
۲-    مطابقت با قانون عقل (نظریه کانت):
–    اساس اخلاق -> در عقل عملی مطلق و کلی
–    فعل خوب و باارزش -> برای رعایت قانون اخلاق و ادای تکلیف
–    دو ویژگی کار اخلاقی:
o    مطابقت با امر مطلق (تکلیف): کاری که آدمی بتواند بدون تناقض، از هرکس در آن شرایط و اوضاع و احوال بخواهد.
o    نیت فاعل -> فقط ادای تکلیف
–    تفاوت میان قضایای اخلاقی با قضایای علمی و خبری از نظر کانت -> الزامی (باید و نبایددار) -> ناشی از حکم بدیهی عقل عملی
–    عقل عملی -> همان اراده انسان -> علت افعال اخلاقی او
–    ما باید طوری رفتار کنیم که بتوانیم اراده خود را به صورت یک قانون مطلق و کلی بیان یا تبدیل کنیم؛ به طوری که برای تمام افراد و در تمام زمان‌ها و مکان‌ها و موقعیت‌ها پذیرفتنی باشد.
–    نقد و بررسی: ناتمام‌بودن این معیار -> مثلاً قوانین راهنمایی و رانندگی یا دستور زبان نیز با این‌که بعضاً افعال اختیاری‌اند، و چه بسا بدون تناقض به صورت قانون عام درآیند، اخلاقی نیستند.

 

دیدگاه صحیح در معیار ارزش

–    حسن و قبح ذاتی و عقلی -> رابطه ضروری بین افعال و نتایج آن با هدف حقیقی
–    حقیقت آدمی: روح انسان (بدن ابزاری است در اختیار روح) -> سعادت حقیقی: رسیدن روح به کمال حقیقی
–    کمال مطلق -> کمالی که هیچ نقص و کمبودی در آن نباشد -> تنها خدا -> کمال حقیقی انسان -> نزدیک‌شدن به خداوند
–    انگیزه و نیت هر عمل انسان در روح او اثر تکوینی و طبیعی دارد.
–    پاره‌ای از خوبی‌ها و بدی‌ها مطلق‌اند و قیود و شرایط خاصی ندارند -> ارتباط مطلق با هدف حقیقی انسان  -> توانایی درک آن‌ها توسط عقل
–    دسته‌ای دیگر از خوبی‌ها و بدی‌ها بر اساس قیود و شرایط خاص متغیرند -> خوبی و بدی آن‌ها تابع دسته اول است.
–    وحی و راهنمایی پیامبران در تشخیص مصادیق خوبی و بدی نقش زیادی دارد.
–    دو شرط لازم فعل اخلاقی: حسن فاعلی و حسن فعلی
–    منابع شناخت ارزش‌های اخلاقی: وحی الهی و عقل

 

فصل چهارم: نسبیت و اطلاق در اخلاق

تعیین موضوع اصلی بحث

–    دو تلقی از مطلق‌گرایی:
o    همه ارزش‌ها و احکام اخلاقی، اموری ثابت، همیشگی و همگانی و بدون استثنا هستند.
o    اصول احکام و ارزش‌های اخلاقی، ثابت، همیشگی و همگانی و بدون استثنا هستند. نسبیت سایر احکام و ارزش‌های اخلاقی، به معنای نسبیت شرایط واقعی آن‌هاست.
–    دو تلقی از نسبی‌گرایی:
o    تفاوت و تغییرپذیری احکام و ارزش‌های اخلاقی نسبت به شرایط و قیود واقعی موضوع خود
o    عدم واقعیت و تغییرپذیری احکام و ارزش‌های اخلاقی در همه شرایط -> احکام اخلاقی ارتباطی با واقعیت نداشته و تابع سلیقه و قرارداد افراد هستند.
-> احکام و ارزش‌های اخلاقی به معنای دوم مطلق‌اند.
دفاع از مطلق‌گرایی
–    بهترین استدلال -> از راه واقع‌گرایی اخلاقی: واقع‌نمایی قضایای اخلاقی -> خوب‌بودن یا بدبودن آن‌ها وابسته به انسان‌ها نیست.
–    برخی احکام اخلاقی مانند «عدل خوب است» صریح‌اند و واقعیت را بدون قید و شرط می‌نمایانند و برخی مانند «راست‌گویی خوب است» به قیود و شرایطی واقعی و عینی وابسته است -> «راست‌گویی اگر مصداق عدل باشد، خوب است»

 

 نقد مطلق‌گرایی کانت:

–    تعارض چند وظیفه با یکدیگر
–    مخالفت با عقل و فطرت انسانی: مثل حرف راستی که منجر به کشته‌شدن انسان‌های بی‌گناه می‌شود که از نظر کانت اخلاقی است.

 

ادله نسبی‌گرایان:

‌أ.    استدلال از راه وجود اختلافات اخلاقی (نسبی‌گرایی توصیفی) و بعضا اختلافات بنیادی
–    نقد و بررسی:
o    فراگیرنبودن اختلافات اخلاقی
o    بنیادی‌نبودن اختلافات اخلاقی: مثلا ممکن است این اختلافات، ناشی از تفاوت‌ها و کاستی‌ها در باورهای ناظر به واقع باشد
o    منافات نداشتن با مطلق‌گرایی موردنظر -> تنها رد مطلق‌گرایی کانت
o    عدم تلازم میان وجود اختلافات اخلاقی با درستی و حقانیت همه آن‌ها یا مبتنی‌نبودن هیچ‌یک بر واقع
o    تشخیص کمال مطلوب و راه رسیدن به آن ممکن است به نظر اشخاص تفاوت کند.
‌ب.    استدلال از راه انشایی دانستن احکام اخلاقی -> وابسته به خواست افراد و جوامع مختلف
–    نقد و بررسی: حقیقت احکام اخلاقی -> جملات خبری
–    انواع نسبیت اخلاقی:
o    نسبیت توصیفی: هر جامعه‌ای دارای ارزش‌های اخلاقی خاصی است -> تا حد تعارض بعضاً بنیادی با دیگر جوامع
o    نسبیت هنجاری: نباید ارزش‌های اخلاقی دیگران را بر اساس معیارهای خود ارزش‌گذاری نمود -> پیش‌فرض: غیرواقعی‌بودن ارزش‌های اخلاقی و تفاوت در ارزش‌های مورد پذیرش افراد و جوامع
o    نسبیت فرااخلاقی: این‌گونه نیست که تنها یک نوع حکم و یا یک نظام خاص اخلاقی از نظر عقلی موجه و معتبر باشد.

 

پیامدهای پذیرش نسبی‌گرایی

–    لغوشدن نقد اخلاقی افراد و امر به معروف و نهی از منکر
–    بی‌معناشدن عدل و ظلم اجتماعی
–    بی‌دلیل‌شدن گزینش یک شیوه اخلاقی خاص
–    آزادی مطلق در عرصه ارزش‌گذاری‌های اخلاقی


ارسال دیدگاه

در صورتی که تمایل دارید با شناسه خود پیام ارسال نمایید،‌
لطفا به حساب کاربری خود وارد شوید .