مسخ و از خودبیگانگی انسان

آیت الله شهید مرتضی مطهری
۳۰ فروردین ۱۳۹۲

«هیچ موجودی به اندازه‌ی انسان، آماده ساخته‌شدن نیست…. تربیت نوعی ساختن است. همه چیز از نظر ماهیت آن چیزی است که هست، جز انسان که آن چیزی است که ساخته بشود، و چون اراده‌ی خودش در این کار دخالت دارد، آن چیزی است که خودش بخواهد باشد.

 

آیا انسان که استعداد ساخته‌شدن دارد، هرطور که ساخته شد، برای واقعیت انسانی و به یک معنا برای ماهیت انسانی، مقام وجودی انسانی، شخصیت انسانیِ انسان، خودِ انسانی او، فرق نمی‌کند که چگونه ساخته شود، آن‌چنان‌که برای یک آهن ذوب‌شده و یا گچ آب‌گرفته چنین است؟ یا آن‌که انسان در عین این‌که تغییر ماهیت می‌دهد، یک سرشت و شخصیت و یک ماهیت نهانی دارد و استعداد آن ماهیت نهانی در او هست و انسانیت و خود واقعی‌اش آن است و باید آن‌طور ساخته شود که انسانیت اقتضا می‌کند و اگر به غیر آن‌گونه ساخته شود، ماهیت واقعی‌اش مسخ شده و از انسانیت خود، خارج شده است؟

 

در ضمیر و استعداد گچ، نوع خاصی از ساختن بالقوه نهاده نشده است. به عبارت دیگر آیا انسان در عین این‌که امکان همه‌گونه ساخته‌شدن دارد، یک نوع خاص او تقاضای ذاتی و خواهش ذاتی فطرت بوده است برخلاف سایر انواع، یا هیچ نوعی مقتضای خواهش و میل فطرتی و طبیعی نیست؟ اگر انسان دارای چنین فطرت و خواهشی باشد، از یک خودِ فطری بهره‌مند است و عمل برخلاف آن، مسخ و ازخودبیگانه‌شدن است.» (مرتضی مطهری؛ یادداشت‌ها، جلد۱۱؛ ص ۸۰)


ارسال دیدگاه

در صورتی که تمایل دارید با شناسه خود پیام ارسال نمایید،‌
لطفا به حساب کاربری خود وارد شوید .