علت رشد فلسفه اسلامی

آیت الله جوادی آملی
۳۱ فروردین ۱۳۹۲

وقتی تفکر اسلامی این شد: «لاتَنْظُرْ إلَی مَن قال وَانْظُرْ إلی ما قال»[۱]؛ و زمانی که تعقل دینی این شد: «الحکمه ضالَّه المؤمن، یأخذها حیث وجدها»[۲]، یک متفکر اسلامی می‌کوشد هرجا سخن از براهین عقلی است، گوش فرا دهد و آن را بیاموزد؛ لذا مرحوم محقق داماد در تعلیقه خویش بر اصول کافی[۳] بعد از نقل مناقب علمی و عملی هشام بن حکم، چنین می‌گوید: «…وأمّا إنّه کان قد تلمّذ لأبی شاکر الزندیق فقد ذَبَّ عنه فی ذلک: «الحکمه ضالّه المؤمن» تؤخذ حیث وُجدت»؛ یعنی اگر هشام مطالبی را از یک زندیق می‌آموزد، به استناد این تفکر اسلامی است که حکمت را هرجا یافتید، بگیرید و این اصل اسلامی، حامی و مدافع کار هشام می‌باشد و او را از گزند طعن زبان دراز کوته‌نظران حفظ می‌کند؛ زیرا ترک تعلّم و پرهیز از فراگیری یک دانش سودمند برای جلب رضای مردم، یک ریایی است در جامه زهد و شرکی است در کسوت توحید که نفس مُسَوِّله آن را می‌بافد و می‌دوزد و می‌آراید و دربر می‌کند و می‌خراماند و از سرپنجه شاهین قضا غافل می‌سازد تا روزی که در آن روز، پرده پندار برچیده شود و درون دروغین برون آید؛ ﴿ولایکتمون الله حدیثاً﴾، ﴿و بدا لهم من الله ما لم‏یکونوا یحتسبون﴾.[۴]


[۱]  ـ شرح صد کلمه قصار امیرالمؤمنین علی بن أبی‌طالب(علیه‌السلام)، بخش دوم، کلمه دهم، ص۱۱۶٫ 
[۲]  ـ بحار الانوار، ج۲، ص۱۰۵٫ 
[۳]  ـ تعلیقه بر اصول کافی، ص۱۷۱٫ 
[۴]  ـ سوره زمر،آیه ۴۷٫
 
(جوادی آملی عبدالله؛ سرچشمه اندیشه جلد ۳؛ ص ۱۱۰)


ارسال دیدگاه

در صورتی که تمایل دارید با شناسه خود پیام ارسال نمایید،‌
لطفا به حساب کاربری خود وارد شوید .