برگزاری اولین جلسه «فطرت، مبدأ تحول در علوم انسانی»

عاطفه مرادی اسلامی
۳۱ فروردین ۱۳۹۲

Fetrat-Mabda-Tahavol-Oloome-Ensaniدرآیات و روایات از واژه های طینت(نوع گل)، فطرت (نوع آفرینش) و صبغت (نوع بافت شخصیتی) صحبت شده است.

 
 تمامی واژه های فوق دال بر “نوع” می باشند و بسته به مضاف الیه شان معنای خاصی پیدا می کنند.

 
کلمه فطرت صرفا با مضاف الیه الله در قرآن نام برده شده است: فطرت الله (فطرت الهی) در نتیجه  می توان تعبیرکرد که همه ی انسان ها مشترکا دارای فطرت الهی هستند.

 
اما کلمه طینت به الهی و شرک الود، بهشتی و جهنمی تقسیم شده است.

 
صبغه یعنی رنگ و بافت شخصیتی ای که افراد پیدا می کنند و این نوع شخصیت در افراد متفاوت است.

 
در حدیث نبوی براین مطلب صحه گذاشته شده که فطرت افراد الهی است اما بسته به نوع پرورش و تربیت، بافت شخصیتی افراد شکل می گیرند.

 
صبغه به ۲ دسته تقسیم می شود: ارزشمند و کریم (متناسب با فطرت توحیدی) و فرومایه و سفیه (و من یرغب عن مله ابراهیم الا من سفه نفسه)

 
فطرت شامل ان بخش از استعدادهای واجد است است که در اثر تربیت از قوه به فعل (صبغه) در می آید.

 فطرت: ارزش های بالقوه به فعلیت نرسیده > فطرت هدایت شده و شکوفا شده: صبغه الهی
فطرت تحریف شده: بافت شخصیتی او دچار افراط و تفریط شده

فطرت الهی مشترک یک “رحمت عامه” است و صبغه الهی یک “رحمت خاص”است. هدف خلقت و دین حرکت از رحمت عام به رحمت خاص است به اسم خدا و توفیق و هدایت خدا: بسم الله الرحمن الرحیم.

 Fetrat5

باتوجه به مقدمات فوق نقش علوم در تعیین راه های رسیدن انسان از رحمت عام به رحمت خاص و از سرشت خلقت به بافت شخصیتی توحیدی است.

 
اگر علوم انسانی این هدف را دنبال نکند خلاف جهت خلقت حرکت کرده است؛ چون علوم انسانی باید استعدادهای بالقوه را بالفعل کند در غیر این صورت انسان را نه بماهو انسان بلکه یک حیوان جهش یافته راست قامت در نظر گرفته است.

 
باید دید علوم انسانی حاضر چه چیزی را موضوع گزارش خود در انسان قرار داده است؟ هم اکنون “صبغه” انسان را مبنا قرار داده اند در صورتی که معلوم نیست صبغه حقیقی انسان همین باشد؛ احتمال خطا دارد. اگر “رفتار”ها را مبنا قرار دهیم معلوم نیست رفتار مورد مشاهده  ما رفتار انسانی باشد، چراکه شاید فطرت فرد به فعلیت نرسیده و رفتار او حیوانی صرف باشد؛ احتمال تحریف صبغه وجود دارد.

 
ابن سینا در کتاب شفا اشاره می کند که علم یعنی شناخت آثار موضوع و ثانیا شناخت آثار اختصاصی موضوع؛ پس علم انسان شناسی در مرحله اول اشتراکات انسان و حیوان را مطرح می کند و در مرحله بعد باید از ویژگی های اختصاصی انسان صحبت کند که از سرشت انسانی شروع می شود.

 
در جلسات بعد من باب روش های کشف مختصات فطرت توحیدی و کاربرد آن بحث خواهد شد.

 

Jalasate-Jahanhaye-Ejtemaee


ارسال دیدگاه

در صورتی که تمایل دارید با شناسه خود پیام ارسال نمایید،‌
لطفا به حساب کاربری خود وارد شوید .