الحاق فلسفه به علوم انسانی، به منزله مرگ متافیزیک

حمید پارسانیا
۲۷ فروردین ۱۳۹۲

علم متافیزیک، درباره احکام عام موجودات، یعنی درباره احکامی بحث می کند که نه تنها مربوط به خصوصیت طبیعی بودن موجودات نیست، بلکه درباره اصل موجودبودن آن هاست…  و به همین دلیل همه موجودات از احکام آن پیروی می کنند. (پارسانیا حمید؛ جهان های اجتماعی؛ ص ۳۱)

 

علوم انسانی درباره کنش ها و فعالیت های انسانی و به بیان دیگر، درباره هستی هایی بحث می کنند که وابسته به اراده و آگاهی آدمیان هستند، و دیگر علوم درباره موجوداتی بحث می کنند که قائم به اراده انسان ها نیستند. (پارسانیا حمید؛ جهان های اجتماعی؛ ص ۳۳)

 

الحاق فلسفه و متافیزیک به مجموعه های آموزشی و پژوهشی علوم انسانی، اگر ناشی از دلایل اجرایی و مدیریتی باشد، محذور چندانی را به دنبال نمی آورد، بلکه گاه ضروری و لازم هم خواهد بود. اما اگر این الحاق، نتیجه طبقه بندی علوم و دلایل مربوط به آن باشد، بر نوعی خاص از جهان بینی و هستی شناسی و حتی بر نوعی خاص از معرفت شناسی و انسان شناسی دلالت دارد؛ زیرا پس از توجه به اینکه علوم انسانی به موضوعاتی می پردازند که هویت و معنای آن ها با اراده و آگاهی انسان ها معین می شوند و اعتبار پیدا می کنند، الحاق فلسفه به علوم انسانی، به معنای این خواهد بود که موضوع فلسفه و متافیزیک، پدیده ای صرفاً انسانی است؛ یعنی فلسفه موضوعی ندارد که صرف نظر از ادراک و اراده انسان، قابلیت تحقق داشته باشد، بلکه فلسفه درباره موضوعاتی بحث می کند که در ظرف عقیده و باور آدمیان ظهور و بروز یافته و بر عمل و رفتار او تأثیرگذار هستند. (همان؛ ص ۳۵)


ارسال دیدگاه

در صورتی که تمایل دارید با شناسه خود پیام ارسال نمایید،‌
لطفا به حساب کاربری خود وارد شوید .