نمونه‌ای از کاربرد فلسفه صدرایی در مطالعات اجتماعی

حسین سوزنچی
۲۱ اسفند ۱۳۹۱

در طبقه‌بندی‌ سنتی علوم، علم «تدبیر منزل» در عرض و مستقل از علم «سیاست مدن» قرار می‌گرفت. اما در دوره مدرن عملا تفاوت بنیادین موضوع «خانواده» با «جامعه» نفی می‌شود و مباحث مربوط به خانواده صرفا از منظر فردی محض یا همچون یکی از روابط  اجتماعی و مدنی انسانها (با عناوینی همچون روان‌شناسی خانواده یا جامعه‌شناسی خانواده)‌ مورد بحث قرار می‌گیرد. مساله این است: آیا خانواده همانند اغلب سازمانها و شرکت‌های اجتماعی فقط ناشی از یک اعتبار و قرارداد اجتماعی است یا ابعاد وجود شناختی‌ای در پس این واقعیت نهفته است؟

 

در این مقاله تلاش شده از منظر وجودشناختی نگاهی به پدیده‌ای به نام خانواده و در واقع نگاهی به بُعد خانوادگیِ وجود انسان افکنده شود؛ اما با توجه به نامتعارف بودن ترکیب «وجودشناسی» و «خانواده» لازم بوده که ابتدا بحثی کلی درباره «نگاه وجودشناسانه» به اشیا مطرح گردد، سپس امکان فلسفی «وجودشناسی خانواده» اثبات گردد و با استخراج برخی از لوازم نگاه وجودشناختی ماتریالیستی‌ که بر فضای مطالعات مدرن حاکم است، به اهم استلزامات وجودشناختی فلسفه صدرایی در عرصه شناخت خانواده اشاره شود و از باب نمونه به برخی از ثمرات شیوع این نگاه در عرصه مطالعات حقوقی اشاره شود تا معلوم گردد که این نگاه می‌تواند زیربنای معرفتی لازم برای رفع بحران خانواده و تقویت پیوند خانوادگی در زندگی معاصر را تدارک بیند.

 

منتشر شده در مجموعه مقالات همایش بین‌المللی بزرگداشت روز جهانی فلسفه ۲۰۱۰، تهران: موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، ۱۳۹۱٫ ج۲، ص۳۶۴-۳۷۵٫


ارسال دیدگاه

در صورتی که تمایل دارید با شناسه خود پیام ارسال نمایید،‌
لطفا به حساب کاربری خود وارد شوید .