تعابیر شش‌گانه از علم دینی

سایت علم دینی
۲۱ بهمن ۱۳۹۱

مصاحبه با دکتر پیغامی پیرامون معنای علم دینی

 

Peyghami2

–         لطفا ابتدا معنای عبارت «علم دینی» و نوع اتصاف دین به علم را بیان بفرمایید.

 

دکتر پیغامی: به نظر من بهترین تعبیر را از اتصاف پسوند دین به علم شهید مطهری در مقدمه کتاب آشنایی با علوم اسلامی ارائه داده‌اند. ایشان می‌فرمایند ما وقتی صحبت از علوم اسلامی می‌کنیم، چند معنا متصور است. ما باید به همه این معانی دقت کنیم، والا مدیریت این دانش و سیاست‌گذاری علم دینی دچار مشکل می‌شود.

 

مثلاً اشاره می‌کنند از باب این‌که منشأ و مصدر اصلی دین، منابع نقلی ماست، هرگونه علوم در مورد این منابع مثل قرآن و سیره، علوم دینی شناخته می‌شوند که در حال حاضر مشخصاً در حوزه‌ها خوانده می‌شود؛ مثل تفسیر، فقه و حدیث. به این معنا، علوم دیگری مثل روان‌شناسی و جامعه‌شناسی از علوم اسلامی خارج می‌شوند.

 

معنای دیگری که برای علوم اسلامی متصور است، این است که از جهت این‌که مقدمه واجب، واجب است، پس همه‌ی علومی که برای علوم دسته اول لازم می‌شود، آن‌ها هم علوم اسلامی هستند. کما این‌که صرف و نحو و علوم عقلی، در حوزه‌ها جزو علوم اسلامی تدریس می‌شود.

 

در معنای سوم از علوم اسلامی، ایشان به تاریخی‌بودن و انسانی‌بودن علم توجه می‌کنند و بستر زمان و مکان و شخص پدیدآورنده علم را مهم می‌دانند. مثلاً معماری اسلامی از این جهت معنا می‌یابد که در جغرافیای اسلامی پدید آمده است؛ یا چون علمی است که پدیدآورندگان آن مسلمان بوده‌اند.

 

معنای چهارمی که با نگاه تمدن‌سازانه و جامعه‌سازانه اسلامی و نگاه اجتماعی مصلحی مثل ایشان تناسب دارد، این است که هر علمی که برای جامعه اسلامی و برای مسلمین مورد نیاز باشد، می‌تواند علم اسلامی تلقی بشود. مثلاً پزشکی، مورد نیاز جامعه اسلامی است، پس تلاش‌کردن در حوزه پزشکی، مثل تلاش‌کردن در حوزه علوم اسلامی است.

 

تعریف دیگری که در مقدمه کتاب فوق به وضوح یافت نمی‌شود، اما از آثار دیگر ایشان می‌توان برداشت کرد، این است که علم اسلامی، علمی است که مبادی و مبانی آن برگرفته از اسلام یا سازگار با اسلام است. هر علمی مبادی و مبانی‌ای دارد. شهید مطهری در همین کتاب اشاره می‌کنند که علوم مختلف، مبانی انسان‌شناختی و جهان‌شناختی (و یا به تعبیر امروز هستی‌شناختی) دارد و همین‌طور مبانی معرفت‌شناختی. و یازده مبنای دیگر که البته ایشان به وضوح فهرست نکرده‌اند، اما از آثارشان قابل برداشت است. مثل مبانی زیبایی‌شناختی، مبانی تکلیف‌شناختی. در این تعریف، علم اسلامی علمی است که در مبادی و مبانی خودش اسلامی باشد. گرچه ممکن است جغرافیا و پدیدآورنده و مسائل، اسلامی نباشد.

 

پس ما پنج تعریف از علم اسلامی داشتیم و باید با این پنج وجه در علوم اسلامی سروکار داشته باشیم. اگر به تعریف اول بسنده شود، خیلی از ابعاد تاریخی یا جامعه‌شناختی علم اسلامی را نادیده خواهیم گرفت و اگر تنها محدود به ابعاد زمان و مکان شویم، خیلی از ابعاد دیگر یک علم اسلامی نادیده گرفته می‌شود.

 

نکته آخری که باید در ورود به بحث علم دینی توجه داشته باشیم، نکته‌ایست که تمام حکمای ما نیز بدان توجه داشته‌اند؛ و آن این‌که علوم برای ما مسلمان دوگانه است، یعنی هم علم عملی داریم و هم علم نظری. علم اسلامی نیز هم بخش عملی دارد و هم نظری. وقتی صحبت از علم عملی اسلامی در حوزه انسانی می‌کنیم، مشابه و معادل می‌شود با فقه که به تعبیر امام (ره) تئوری اداره انسان است.

 

–         با توجه به عدم جامعیت و مانعیت هر کدام از این تعابیر، تولید علم دینی به چه معنا می‌شود؟ برای تولید علم اسلامی باید به سراغ کدام معانی برویم؟ کدام یک از این معانی اصالت دارد؟

 

دکتر پیغامی: این ورود بیش از آن‌که دنبال ارائه تعریف جامع و مانع باشد، به دنبال ارائه روش است. اسلامی‌بودن را در یک بردار ترسیم می‌نماید و باعث می‌شود که از یک سری کوته‌بینی‌ها و نگاه‌های بسته رهانیده بشویم. به طور مثال همین‌که می‌گوید زمان و مکان در دینی‌بودن یک علم مهم است، یعنی مسأله‌های آن جامعه و آن کشور مهم می‌شود. ما در تاریخ معاصر ایران، چیزی حدود شصت الی هفتاد سال با لفظ جدید اقتصاد اسلامی، تاریخ اندیشه‌ورزی داریم؛ اما کم‌تر بزرگانی که در این حوزه سخن گفته‌اند، نگاه مسأله‌محور داشته‌اند و مسأله زمان خودشان را به سوال گذاشته‌اند. شهید صدر در این زمینه یک استثناست که کاملاً درک کرده که پس از تشکیل حکومت اسلامی، این حکومت مسأله‌هایی دارد و باید جامعه را اداره کند. ایشان اندیشه اقتصاد اسلامی را مطرح نموده است برای حل مسأله‌ها. من اگر بُعد زمان و مکان و این ظرف را نادیده بگیرم، می‌شود ادامه همین وضعی که تا به حال بر اقتصاد اسلامی گذشته است. اگر این اندیشه‌ها هیچ کمکی به مسائل ما نکند، مثلاً اصل ۴۴ قانون اساسی خودمان را پیش نبرد، باید بگوییم اقتصاد اسلامی مسئولیت نپذیرفته است؛ حال هرچقدر مبتنی بر قرآن و روایات هم باشد.

 

برای همین می‌گویم این تعاریف یک منظومه چندوجهی کامل است. ما اگر امروز صحبت از علم دینی می‌کنیم، به دنبال یک جریان سیاسی-تبلیغاتی و حتی جریانی که روی امیال و هواهای شخصی ما باشد، نیستیم. علم دینی آمده است برای اداره این جامعه. والا اگر مسئولانه مشکل اجتماعی این انسان را حل نکند به چه دردی می‌خورد؟ اگر باعث اقامه حق و خواسته‌های خدا نشود، علم دینی، دینی نیست، ولو این‌که به بهترین وجه مشحون و آکنده از قرآن و روایات باشد. پس هر کدام از آن پنج ضلع برای خودش بسیار مهم است و با در نظرگرفتن همه آن‌ها بهتر می‌فهمیم که علم دینی در پی چیست. می‌شود علم اسلامی به تعبیر اول و دوم داشته باشیم، اما علممان سکولار باشد. همین صحبتی که مقام معظم رهبری هم فرمودند که وقتی نهاد دینی به مسأله‌های جامعه اسلامی بی‌توجه باشد، سکولار است. این هم یک تعبیر از سکولاربودن است. هرکدام از این تعابیر و تعاریف حذف شود، در اسلامی‌بودن علم ما مشکل ایجاد خواهد شد.

 

–          اگر ما تنها به غایت و مسأله‌محوربودن علوم اسلامی توجه کنیم، آن‌وقت ما یک علم مسیحی هم خواهیم داشت و یک علم مدرن هم خواهیم داشت و تمایزی بین آن‌ها وجود نخواهد داشت، چون هرکدام به مسائل جامعه خود می‌پردازند.

 

دکتر پیغامی: ما دقیقاً با این پنج تعریف، می‌توانیم معنای علم مدرن را هم دریابیم. یک تعریفش این است که آبشخورش از منابع اصلی مدرنیته باشد؛ مبادی و مسائلش از دنیای مدرن باشد. حال آیا به این ترتیب ما علم مدرن را موجه می‌شماریم؟ خیر. اینجاست که تعریف ششمی را با استفاده از ده‌گفتار شهید مطهری مطرح می‌کنیم که اگر به پنج ضلع قبلی اضافه نکینم، منشورمان ناقص است. ایشان در جای دیگر می‌فرمایند علم بما هو علم، دینی و غیردینی ندارد. مفهومش این است که علم یا کاشف از حقیقت است در بعد نظری، یا توانسته اقامه حق کند در بعد علم عملی. اگر این شرط را نداشت که دیگر علم نیست و جهل است؛ ضمن این‌که مراتبی دارد و تشکیکی نگاه می‌کنیم.

 

حال گزاره‌ای در بستر مدرنیته و توسط انسان مدرن تولید شده است و حتی مشحون از مبادی مدرن، دست مسلمانان رسیده است. این علم اگر کاشف از حقیقت باشد، همان است که حضرت پیامبر(ص) می‌فرمایند: «اطلبواالعلم، ولو بالصین». این ولوبالصین از چند جهت است: یکی این‌که چین برای شرق، مقرّ دنیای صنعتی آن موقع بوده است؛ دو این‌که خیلی دور بوده است؛ سه این‌که حضرت می‌خواهند بگویند اگر از چینی که اهل کتاب هم نیست، علم پیدا کنیم، مال ماست. علم و حکمت برای مومن است و هر کجا باشد، ان را فرامی‌گیرد، حتی اگر از منافق باشد.

 

این مطلب یک نکته‌ای به ما می‌دهد که علم یک بخشش هم بحث کارکرد می‌باشد. علم کارکرد کشف حقیقت دارد. شما تمامی مبادی را از جامعه اسلامی بگیر، اما اگر کارکرد نداشته باشد، به درد نمی‌خورد. بشر آمده است روی این کره خاکی، خدا هم به او حس کنجکاوی و حقیقت‌جویی داده است تا حقیقت را پیدا کند؛ حال اگر حقیقت را پیدا نکند می‌شود بازی! پس علم دینی باید کارکردهای علم را داشته باشد، والا اصلا علم نیست و جهل است. مرتبه بالاتر این‌که اگر علم کارکردهای خودش را از دست بدهد، اصلاً باعث حجاب می‌شود. اقتصاد اسلامی، اقتصادی است که محرومین را فراموش نکند، گرسنگی بچه‌یتیم را فراموش نکند، والا حجاب است.

 

–         به تعبیری می‌توان گفت که در واقع به دنبال علم هستیم و حتی مسیرمان را هم از ایدئولوژی اسلامی می‌گیریم که آن‌هم علمی و حقیقی است.

 

دکتر پیغامی: الفاظی که به کار بردید، من را به سمت یک نکته‌ای برد. در این پنجاه‌شصت سال دنیای معاصر ما، یک الفاظی وارد گفتمان ما شدند که منجر به یک اغتشاش مفهومی در اذهان شدند. تا این‌ها را از ذهنمان نپیراییم، در دام بازی‌های زبانی‌ای می‌افتیم که غرب علیه ما به راه انداخته است؛ مثل همین تمایز علم از ایدئولوژی. اگر کسی این دوگانگی را بپذیرد، تا ثریا می‌رود دیوار ذهنش کج! ما یک علم نظری داریم که کاشف از حقیقت است و معادل آن ساینس[۱] نیست. ساینس علمی است با روش تجربیِ پوزیتویستیِ مدرن. این سه صفت را به نالج[۲] اضافه کنیم، می‌شود ساینس. آن‌چیزی که ما از آن سخن می‌گوییم، بیش‌تر مربوط به نالج است. ما علم نظری داریم که کاشف از حقیقت است؛ علم عملی داریم که کارش انکشاف حق است از باطل؛ کارش اقامه حُسن و عدل است. ایدئولوژی گونه‌ای از علم عملی است.

 

–          از جهتی عرض کردم که ظاهرا شهید مطهری در بعضی جاها با همان حکمت عملی معادل می‌گیرند.

 

دکتر پیغامی: بله؛ من هم همان را می‌گویم. اغلب چیزهایی که یاد گرفته‌ام از شهید مطهری آموخته‌ام.

 

ایدئولوژی در واقع چیزی است معادل حکمت عملی ما؛ پس آن هم در واقع علم است. ما هم قبول داریم که علم نظری از علم عملی جداست، اما رویکرد پوزیتیویستی دنبال چیز دیگری بوده است. دنبال ارزش‌زدایی از علم بوده است، دنبال ایجاد تعارض بین حوزه نظر از عمل بوده است. پس در الفاظ هم باید مراقب باشیم. خیلی جاها می‌گویند این حرف شما ایدئولوژیک شد؛ خب تمام علوم مدرن در حوزه عملیشان ایدئولوژیک‌اند. در بخش اعظمی از مباحث علم اقتصاد، حوزه عملی را به ما درس می‌دهند. به تعبیر خودشان اپیستمیک[۳] نیست، تکنه[۴] است. خب ابعاد تکنه علم اقتصاد هم ایدئولوژیک است. این چیزی است که در حال حاضر، اغلب فلاسفه علم اقتصاد به آن قائل هستند. و این بد هم محسوب نمی‌شود.

 

–          اصلا به تعبیر حکمای ما، ایدئولوژی هم علمی است.

 

دکتر پیغامی: بله؛ در حوزه علم عملی، اگر کسی بگوید من ایدئولوژیک نیستم، باید بگوید علمی هم نیستم! حتی فلاسفه علم پوزیتیویست امروزی، نه پوزیتیویست حلقه وین که هیچ‌وقت نتوانست آرمان‌هایش را اجرایی کند هم به این مطلب اذعان دارند. مثلاً در اقتصاد، بولند[۵]، فیلسوف اقتصاد پوزیتیویستی، پوزیتیویسم را در علم اقتصاد مدرن گونه‌شناسی کرده است: پوزیتیوسم شیکاگو، پوزیتیوسم ام‌آی‌تی[۶]، پوزیتیوسم ال‌اس‌ای[۷] و پوزیتیوسم هاروارد. جالب است که پوزیتیویسم ام‌آی‌تی در یکی از شاخه‌های خودش که شاید بتوان آن را تأییدگرایی[۸] ترجمه کرد، می‌گوید گزاره‌ای علمی است که قوه علی‌الاطلاق و مطلوبیت کامل نظام بازار را تأیید کند؛ یعنی هرچه نظام بازار را تأیید کند ساینتیفیک[۹] و علمی است. خب این یعنی ایدئولوژی. فیلسوفان پوزیتیویستی علم اقتصاد، با گونه‌شناسی‌هایی که از پوزیتیویسم در اقتصاد کرده‌اند، به خوبی نشان داده‌اند که در تمام تعاریف علم اقتصاد، ایدئولوژی علناً حضور دارد. بنابراین اگر کسی تاریخ تخیلی فلسفه علم را از زبان حلقه وین بخواند، می‌بیند که در واقع آرمان‌هایشان را می‌گفتند، نه این‌که اثبات کرده باشند. یکی از آرمان‌هایشان این بود که علم خارج از ارزش تولید کنند؛ و بعد هرچه جلوتر آمدند فهمیدند که این اصلاً ممکن نیست. با این حال متأسفانه می‌بینیم در بعضی جاها گفتمان علمی روشنفکری ما دویست سال از تاریخ علم عقب است.

 

[۱]- science

[۲]- knowledge

[۳]- epistemic

[۴]- techne

[۵]- Boland

[۶]- MIT (Massachusetts Institute of Technology)

[۷]- LSE (London School of Economics(

[۸]-confirmationism

[۹]- scientific


یک دیدگاه تا کنون.

  1. سجاد باقرزاده گفت:

    سلام بر شما
    بسیار خوب. ممنون

ارسال دیدگاه

در صورتی که تمایل دارید با شناسه خود پیام ارسال نمایید،‌
لطفا به حساب کاربری خود وارد شوید .