«علم اسلامی، راهی برای رسیدن به تمدن اسلامی»

هادی بیات
۲۹ آذر ۱۳۹۱

شاید بتوان گفت یکی از رایج ترین مباحث علمی روز در سطح کلان بحث تحول در علوم انسانی است که با تعابیر «علوم انسانی بومی»، «علوم انسانی اسلامی» و در سطحی دیگر «الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت» شناخته می شود. در این میان دانشجویان و احیانا طلاب زیادی هستند که می خواهند سر از قضیه درآورند و احیانا فعالیتهای علمی خود را در آن راستا تعریف نمایند. در این میان باید گفت سیر مطالعاتی آسان به مشکلی چندان در دسترس نیست و نه تنها از سیر مطالعاتی تدوین شده خبری نیست بلکه کتاب هایی که به منظور آشنایی اولیه با این مباحث و دادن هندسه ای کلی به مخاطب تازه وارد تهیه شده باشند به شدت اندک می نماید و حال آنکه جا دارد کتب متعددی در این عرصه متناسب با ذائقه های مختلف تدوین گردد. این نکته وقتی اهمیت بیشتری می یابد که جریان های فکری متفاوت و بعضا متعاضی داعیه دار برنامه و مبنا برای تحوا در علوم انسانی هستند و لازم است که علاقه مندان با این جریانات و وجه تمایز آنها آشنا گردند.

 
کتاب «علم اسلامی، راهی برای رسیدن به تمدن اسلامی» کتابی است که تا حدی مشکل فوق را پاسخ داده و می توان آن را به مخاطبینی که در صدد آشنایی اجمالی با این حوزه هستند معرفی کرد. این کتاب ثمره نهمین همایش آموزشی اعضای جامعه اسلامی دانشجویان است که در سال ۱۳۸۲ و در تبریز برگزار شده است. «علم اسلامی» در واقع متن پیاده شده مجموعه سخنرانی های ارائه شده در آن همایش است که به همراه مصاحبه ای با دکتر گلشنی منتشر شده است.

 
کتاب «علم اسلامی، راهی برای رسیدن به تمدن اسلامی» مجموعا ۹ گفتار را در خود جای داده است و از آنجا که هنوز فضای این دست مباحث غلظت نیافته بود عمده گفتارها در راستای آشنایی دانشجویان با این دست مباحث و البته از زوایای گوناگون می باشند:
 
۱-     نقد علم مدرن؛ شهریار زرشناس
 
۲-     وجوه نرم افزاری تولید علم؛ عماد افروغ
 
۳-     فلسفه علم؛ مقدم حیدری
 
۴-     جهاد علمی و دهه چهارم انقلاب اسلامی؛ روح الامین
 
۵-     بررسی علل شکل گیری انقلاب فرهنگی؛ رضایی
 
۶-     نقد و بررسی جایگاه دانشگاه در عرصه تولید نرم افزار دینی؛ سید عباس نبوی
 
۷-     ضرورت علوم انسانی الهی؛ غلامعلی حداد عادل
 
۸-     احیای تمدن اسلامی؛ هدف نهضت علمی و جنبش نرم افزاری؛ حسینیان
 
۹-     جنبش نرم افزاری؛ مهدی گلشنی
 
مقاله اول برای کسانی که بخواهند با برخی مشکلات کلان در عرصه علم مدرن آشنا شوند مناسب است. البته سخنان آقای زرشناس همواره حدی از اصطلاحات فلسفه غرب و خصوصا مقداری از ادبیات هایدگری را شامل میشود. جناب آقای زرشناس در طیف فکری خاصی قراردارند که -به درست یا غلط – از آنها با عنوان فردیدی یاد می شود. آقای زرشناس کتب دیگری هم دارند که اغلب در حول و حوش همین فضا دور می زنند و مطالعه آنها می تواند خواننده را با تفکر ایشان بیشتر آشنا کند. البته عمده و بلکه می توان گفت تمامی انتقادات وارد شده به علم مدرن در این مقاله و جاهای دیگر مورد توافق دیگر مبانی مدعی تحول در علوم انسانی هم هست. تفاوت ها عمدتا در راهکار های ایجابی رخ می دهد که ان شاء الله در معرفی کتابی از ایشان به آن خواهیم پرداخت.
 
مقاله دوم و سوم در فضای فلسفه علم و توجه به امور دخیل در علم تجربی پرداخته اند. با اندکی تسامح می توان هر دو مقاله را نوعی نگاه جامعه شناسانه به علم دانست. این نگاه البته ظرایفی را آشکار می کند و ضمنا آسیبهایی را ممکن است در پی داشته باشد. این نکات را هم به معرفی کتابی از هر یک از این بزرگواران اختصاص می دهیم.
 
مقاله چهارم بیشتر به جنبه های پیرفتی که حاصل شده و زمینه هایی که فراهم است پرداخته و بیشتر متوجه علوم طبیعی است.
 
مقاله پنجم نگاهی است عمیق به بحث انقلاب فرهنگی و سعد دارد تحلیلی فراتر از تحلیلهای ناظر به جنبه های سیاسی انقلاب فرهنگی ارائه کند و نتیجتا از سویی تداوم آن را خواستار شود و از سوی دیگر عملکرد شورای انقلاب فرهنگی را در راستای ماموریت اصلی و فلسفه اساسی آن نمی داند. آقای رضایی تا آنجا که نگارنده می داند از اعضای فرهنگستان علوم اسلامی است که دیدگاه خاص و به اصطلاح ضد واقع گرایانه آن در حوزه معرفت شناسی مشهور است. اما از این مبانی معرفت شناختی که بگذریم تحلیلهای عمیقی در باب غرب شناسی و نیز نحوه تسری فرهنگ و مبانی مدرن در نظام اسلامی دارند که قابل تامل و توجه است. در باب فرعنگستان علوم اسلامی و تاریخچه و فعالیتهای آن در کتب مرتبط با آنان توضیحات بیشتری خواهیم داد.
 
مقاله ششم از جناب آقای سید عباس نبوی است. ایشان در این مقاله سعی در معرفی تمام منابع معرفتی و نحوه ارتباط آنها و احیانا برجسته شدن برخی از آنها در دوره های مختلف تاریخ می پردازند. مقاله گرچه مختصر است و لزوم بسط ان به صورت جداگانه را می طلبد اما همین هم بسیار مغتنم است و زاویه دید خوبی به خواننده می دهد.
 
مقاله بعدی از دکتر حداد عادل است که زبان سلیس و روان ایشان زبانزد است. ایشان گرچه در فصای عمومی به تخصص در ادبیات فارسی شهره اند اما اولا تخصص و مدرک دانشگاهی ایشان در باب فلسفه غرب است و البته در فلسفه اسلامی و دین شناسی هم از استاد مطهری استفاده کرده اند و دید گاه اسلام شناسی منضبط و خوبی دارند. در این مقاله آقای حداد یک جمع بندی شسته رفته ای از بحث علوم انسانی اسلامی داده اند.
 
مقاله بعدی از حجه الاسلام حسینیان است که ایشان هم تا آنجا که نگارنده می داند از اعضای دفتر فرهنگستان علوم اسلامی قم است. ایشان هم بعضی از مباحث تمدن اسلامی و نسبت آن را با مباحث نرم افزاری و معرفتی مطرح نموده اند.
 
آخرین گفتار مربوط به مصاحبه است از دکتر گلشنی. ایشان شاید یکی از اولین کسانی است که در ایران بحث علم دینی را خصوصا در عرصه علوم طبیعی مطرح کرده است. کتاب از علم سکولار تا علم دینی ایشان معروف است و برای بررسی این مباحث در زمینه علوم طبیعی نظیر فیزیک قابل توجه است. به دیدگاه های ایشان به هنگام بررسی کتاب ایشان خواهیم پرداخت.
 
در مجموع می توان این کتاب را برای دوستانی که می خواهند با مسیر تخصصی و سنگین علم دینی و تحول در علوم انسانی و زوایای مختلف آن آشنا شوند و تامل کنند تا ادامه مسیر دهند مناسب دانست.
 
کتاب توسط دفتر نشر معارف در سال ۱۳۸۳ منتشر شده است و نگارنده از سرنوشت چاپ های بعدی بی خبر است.


ارسال دیدگاه

در صورتی که تمایل دارید با شناسه خود پیام ارسال نمایید،‌
لطفا به حساب کاربری خود وارد شوید .